یاسمنیاسمن، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره
حسينحسين، تا این لحظه: 10 سال و 7 ماه و 16 روز سن داره

كوچولوهاي شيرين من

عشق مامانی

یاسمن مامانی...اونقدر این روزا شیرین شدی که حد نداره مخصوصا اینکه دیگه جمله هم میگی... مثلا لوگوهای  خونه سازیتو میاری میگی اوونه بسا...یعنی خونه بساز اونقدر جیگر حرف میزنی آدم میخواد بخورتت... اما هنوز موفق نشدم از پوشک بگیرمت..داداش کوچولوت رو هم خیلی دوس داری همش بوسش میکنی... میگی نااااز نااااز ...
20 دی 1392

این روزهای یاسمن

این عکس مال فصل شهریوره که با بابا جون رفته بود پارک.. بهش میگیم ژست بگیر ازت عکس بگیریم... و اینم قابلمه های بدبخت مامان که ریخته بیرون...تاکید هم داره وسطشون بشینه...فداش شم خواب ناز دوتا جوجه کوچولو... اینجا یاسمن خانم تازه از حمام اوومده ...
3 دی 1392

نولد دو سالگی

چه زود گذشت........ 2سال.......... اونقدر این لحظات با تو بودن برام شیرین بود که نفهمیدم چه جوری گذشت...معصومه ی مامان... نگاهت منو میبره بهشت...میبره به آسمونا ...منو یاد خدا میندازه خدایی که تو رو به من داد تا همیشه به این فکر کنم چرا منو لایق مادر بودن دونست...یاسمن جانم عاشقتم....دلم برات پر میکشه... خدایا دخترمو به خودت میسپرم ... لحظه لحظه مواظبش باش...نذار غم توو دلش بیاد... خدایا دخترمو به خودت میسپرم که از من براش مهربونتری... به تویی که این فرشته رو تووو دامن من گذاشتی... خدایا دخترمو به خودت میسپرم..به تو که کمک کنی همیشه سالم و تندرست باشه...همیشه سرحال و شاداب باشه... خ...
3 دی 1392

بدون عنوان

دختر خوشگل مامان 2 ماه دیگه تولد 2 سالگیته...چه قدر زود گذشت....اصلا باورم نمیشه...میخووام با تم باب اسفنجی که دوسش داری برات تولد بگیرم..به باب اسفنجی میگی آجی... کلی حرفای جدید میزنی به داداشی میگی نی نی کوچیکه ...  میتونم بگم از 24 ساعت شبانه روز 23  ساعتشو حرف میزنی قربونت بشم
10 آذر 1392

قند عسل

پسر مامان امروز دقیقا 57 روزته از چند روز قبل شروع به خندیدن میکنی البته بیصدا...قند توو دل مامان آب میشه صورت بی دندونتو میبینم 3 روز دیگه میبریمت برای واکسن 2 ماهگی...هورا دیگه مردی شدی واسه خودت...  
10 آذر 1392